عنوان@بررسی عرفان و نياز به معنويت در جامعه امروز@

بررسی عرفان و نياز به معنويت در جامعه امروز|30014099|fmh50673902|بررسی عرفان و نياز به معنويت در جامعه امروز
هم اکنون فایل با مشخصه ی بررسی عرفان و نياز به معنويت در جامعه امروز وارد وب شده اید برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

«فهرست مطالب»



مقدمه4



امکان تکامل علوم انساني، همانند علوم و فنون تجربي6



رابطه عرفان و دين با تقابل دين و سياست در غرب11



بنيادي نبودن دعواي علم و دين در اسلام15



تصويري از سابقه عرفان در غرب و مقايسه آن با اسلام16



جهاد، عقلاني‌ترين رياضت17



اسلام، معنويت متکي بر اصول و مباني عقلاني20



پرسش و پاسخ22



ناکارآمدي عرفان در پاسخ به نيازهاي معنوي روز22



اسلام، بهترين گزينه براي پاسخ به مسائل معنوي جامعه23



چند وجه تمايز اسلام با مسيحيت26



نگاهي گذرا بر برتري اسلام بر عرفان31



انگيزه‌هاي روآوردن به عرفان34



1ـ سرگرمي رازجويانه35



2ـ انگيزة سياسي36



3ـ عوام فريبي37



4ـ مصلحت نظام38



گرايش مطلوب در بين گرايشهاي عرفاني40



واقعي بودن تفکيک بين دين و عرفان44



ملامتي‌گري، روح واحد در گرايشهاي مختلف عرفاني47



انتساب نابجاي عارف نسبت به فقيه51



عرفان زيرمجموعه دين است نه منبع و مفسر دين54



عرفان، از ادعا تا عمل57



ضعيف السند بودن روايات عرفاني59



اصل بودن اسلام در اصطلاح «عرفان اسلامي»61





مقدمه



آقاي ايزدپناه: مباحثي که تاکنون در محور «عرفان، برهان و قرآن» مورد بررسي قرار گرفت، مباحث پايه اي و نظري، براي سلسله مباحث عملي و عيني تر بوده است که از اين جلسه شروع مي¬شود. به عقيدة من رابطه اين بحث با «برهان، عرفان و قرآن» مشخص است. پرسش اساسي را به اين صورت مي¬شود مطرح کرد که با رابطه عرفان با معنويت در جهان امروز چيست؟ يعني عرفاني که در غرب مطرح است، و عرفاني که در دين اسلام مطرح بوده، آيا اين عرفان براي معنويت جهان امروز و نيازهاي روحي و رواني و به خصوص معنوي کافي است يا نه؟ تقريبا دو نگرش عمده مي توان به اين سئوال پاسخ گفت، يک نگرش اين است که ما با صرف فرهنگ اسلامي و فرهنگ قرآني و سنت اهل بيت مي توانيم معنويت جامعه امروز جهاني را تأمين کنيم. بنابراين عرفان به معناي متداول اگر نباشد هم مشکلي به وجود نمي¬آيد. شايد در مقطع تمدن اسلامي و همچنين تمدن غربي بتوان مطلع هايي را بعنوان شاهد مثال مطرح کرد، يعني در يک دوره اصلا عرفان مطرح نبوده و در عين حال معنويت حاکم بود و نيازهاي معنوي مردم تأمين مي شد. پاسخ ديگر يا گرايش ديگر اين اس که ما بدون عرفان هرگز نمي توانيم معنويت جامعه را و معنويت جوامع امروز را تضمين و تأمين کنيم. بحث امشب نظريه و تئوري دوم است که علي القاعده بدون عرفان به مفهوم متداول کلمه هم مي توان معنويت داشت و نيازهاي معنوي امروز را پاسخ گفت. تئوري ديگر و نظريه ديگر ـ که نظريه جناب آقاي مهندسي است که در فردا شب خواهد بود. ـ اين است که ما بدون عرفان، بدون فرهنگ و تمدن عرفاني به مفهوم متداول کلمه که در حوزه هاي علميه و در دانشگاهها و حتي در جهان امروز در غرب مطرح است، نمي توانيم نيازهاي معنوي نسل امروز و جامعه امروز را پاسخ دهيم. نظر دست اندرکاران اين جلسات، يعني اجلاس امشب و فردا شب، اين بود که ابتدا نظريه پردازان محترم، يعني جناب آقاي دکتر يثربي و حجت الاسلام والمسلمين استاد مهندسي، ديدگاههاي خودشان را مطرح کنند. تا بعد که سير بحث مشخص مي شود.



جناب استاد يثربي پايه گذار فلسفه عرفان به زبان فارسي در ايران مي باشند و شايد همين بزرگوار بودند که در حدود بيست سال پيش، با کتاب فلسفه عرفان باب اين بحث را در ايارن گشودند. و از جمله از آثار ديگر ايشان سلسله مباحثي در شرح موضوعي ديوان حافظ، آب طربناک و پس از آن شرحي است که بر رساله قيصري دارند که مجموع اين مباحث نشان مي دهد که استاد، بصورت عميق در عرفان کار کرده اند و يکي از افراد مجرب و تئوري پرداز بسيار بزرگوار در ايران پيرامون عرفان مي باشند. در خدمت استاد هستيم که مباحثشان را مطرح بفرمايند:



امکان تکامل علوم انساني، همانند علوم و فنون تجربي



آقاي يثربي: در ابتدا عرض کنم غرض از برپايي اين محافل اين است که ما فکر نکنيم که همين که هستيم بايد باشيم، بلکه انشاء الله بايد به اين سمت حرکت کنيم که چه بسا بتوانيم چيزي بشويم که هنوز هيچ کس به خيالش نمي رسد. چنانکه ما به عنوان بشر اين تحول غير قابل تصور را در علوم و فنون تجربه کرديم. مثلا در چهار قرن پيش